بعد از آن شب ، عاشقی بیدار می مانَد به جا
لکه هایی سرخ بر دیوار می ماند به جا
چادری خاکی،قدی افتاده، رخساری کبود
شعله های آتش ادبار می ماند به جا
شانه در دستان دختربچه ای می لرزد و ...
حسرت اندیشه ی دیدار می ماند به جا
چون چراغ کوچه اسلام می گردد خموش
رهگذار گم شده ، بسیار می ماند به جا
شمع را چون اشکِ محنت قامتش کوته نمود
غربت پروانه ای بیمار می ماند به جا
خانه همسایگان بر حق چو در بندد، هنوز
نغمه "الجار ثم الدار" ، می ماند به جا
می رود زهرا و می ماند خلافت، ناروا
«آنچنان کز رفتنِ گل، خار میمانَد به جا»
علی هاشمی فرا
واژه باران...ما را در سایت واژه باران دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 61