باد می رقصد به اندوهچتر ما از اشک های آسمان خیسدر خزان سرو های بید مانندزیر مهتابیِ کم نور شبی سردگیسوان شب رخ مهتاب می بردباد پاییزی دوبارهبرگ ها را زرد می کردهمچو نیلوفر صمیمینرگس جادوی چشمش دام دل آزاد نگذاشتآن لب شیرین همینککام ما را تلخ می داشتتا سرشک سرخ حزن انگیز خورشیدزلف مه برد و لبان باده بشکستمن به روی نیمکت غرق در
افسوسزیر چتری آفتابیزندگی بارِ سفر بستعلی هاشمی فرا
واژه باران...
ادامه مطلب
ما را در سایت واژه باران دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 66
تاريخ: سه
شنبه
6 دی
1401 ساعت: 23:57