«ارغوان» - تاریخ: 1401/10/6 ساعت: 23:57
جمعه بیست و یکم مرداد ۱۴۰۱ | 15:8 | علی هاشمی فرا - در فراق سایه...ارغوان، تنهاییبی رمق ، بی کس و غمناک شدیو نسیم از شب سرمای خزان می گفتتاشک می ریزد ماهخسته و آشفتهمو پریشان کردیسایه ای نیست برت از نفس گرمی مهرهمنواز غم باران شده ایریشه داری در خاکما همه از خاکیمسایه ات را زده با تیر زمانشاید این ب...
« افسوس » - تاریخ: 1401/10/6 ساعت: 23:57
باد می رقصد به اندوهچتر ما از اشک های آسمان خیسدر خزان سرو های بید مانندزیر مهتابیِ کم نور شبی سردگیسوان شب رخ مهتاب می بردباد پاییزی دوبارهبرگ ها را زرد می کردهمچو نیلوفر صمیمینرگس جادوی چشمش دام دل آزاد نگذاشتآن لب شیرین همینککام ما را تلخ می داشتتا سرشک سرخ حزن انگیز خورشیدزلف مه برد و لبان باده ...
« بعد از آن شب...» - تاریخ: 1401/10/6 ساعت: 23:57
بعد از آن شب ، عاشقی بیدار می مانَد به جالکه هایی سرخ بر دیوار می ماند به جاچادری خاکی،قدی افتاده، رخساری کبودشعله های آتش ادبار می ماند به جاشانه در دستان دختربچه ای می لرزد و ...حسرت اندیشه ی دیدار می ماند به جاچون چراغ کوچه اسلام می گردد خموشرهگذار گم شده ، بسیار می ماند به جاشمع را چون اشکِ محنت...